آسمون دلدادگی | ||
|
پس از سفر های بسیار و عبور از فراز و فرود امواج این دریای طوفان خیز، بر آنم که در کنار تو لنگر افکنم، بادبان برچینم، پارو وانهم، سکان رها کنم، به خلوت لنگرگاهت در آیم و در کنارت پهلو بگیرم. آغوشت را بازیابم و استواری امن زمین را زیر پای خویش. نظرات شما عزیزان: سیده محجوب
![]() ساعت19:09---19 فروردين 1391
سلام
اینهمه ازت دعوت میکنم بازم یه سری به ما نمیزنی نمیدونم چرا پاسخ:سلام سجاد جان من که اومدم عزیزم.....وبلاگ خیلی زیبایی هم داری یکی دو تا آهنگ هم از وبلاگت دانلود کردم آقای مهربان.....بعدم آدم که خونه ی خودش دعوت نمی خواد پسره خوب....مطمئن باش من همیشه به خونه ی خودم مداوم سر میزنم....دلواپس نباش...موفق باشی یاحق
سلام دوست عزیز!
دستم به تو که نمی رسد، فقط حریف واژه ها می شوم ! گاهی، هوس می کنم، تمام کاغذهای سفید روی میز را، از نام تو پرکنم … تنگاتنگ هم، بی هیچ فاصله ای !! از بس، که خالــی ام از تو … از بس، که تو را کـم دارم … آخر مگرکاغذ هم، زندگی می شود ؟؟... ممنون از حضور گرمت ... پاسخ:سلام عزیزم ای دوست به خدا دوری تو دشوار است / بی تو از گردش ایام دلم بیزار است بی تو ای مونس جان ، دل ز غمت می سوزد / دل افسرده ی من طالب یک دیدار است .مرسی که به من سر زدی....موفق باشی یاحق
سلام ببخشیدا ماکه ادبیاتی نیستیم،ازاین متون هم نمی تونیم واستون بنویسیم فقط می تونیم ازاین چشمه صفا ومحبت آبی بنوشیم وگذرکنیم.
سلام
سکاندار پرواز اسمانیت خود هادی توست در اسکله مهربانی را درک کردن و بادبان سختی را جمع کردن ...خلوتگاه لنگر گاه اسکله متروک ما سالهاست که چشمانش خیره به خلیج رویاهایمان مسافران کشتی زندگی را رصد میکند .. استواری زمین به اغوش کشیدن مسافری بند است و پهلوی اسکله را بوسیدن به ضمیری که معنی انتظار عشق را بفهمد... ایلیا |
|
[ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] |